جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La patada giratoria
01
ضربه دورانی پا, ضربه چرخشی پا
una patada potente en la que el practicante gira su cuerpo y lanza la pierna en un amplio arco horizontal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
patadas giratorias
مثالها
El instructor corrigió la posición de su pie de apoyo durante la patada giratoria.
مربی موقعیت پای تکیهگاه او را در حین ضربه دورانی پا تصحیح کرد.



























