جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La patada
01
لگد
un golpe dado con el pie o la pierna
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
patadas
مثالها
Recibió una patada accidental en la espinilla durante el partido.
او در طول مسابقه یک لگد تصادفی به ساق پا دریافت کرد.



























