جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El disco volador
01
فریزبی
un disco de plástico ligero que se lanza por el aire como un juego o deporte
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
discos voladores
مثالها
El disco volador aterrizó justo en mis manos.
دیسک پرنده دقیقاً در دستهای من فرود آمد.



























