جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La línea directa
01
خط مستقیم, خط اضطراری
un número de teléfono dedicado para comunicación inmediata
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
líneas directas
مثالها
Activaron una línea directa para donaciones después del terremoto.
آنها پس از زلزله یک خط مستقیم برای اهدا فعال کردند.



























