جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
no colgar
01
نگه داشتن
mantener una llamada telefónica en espera sin terminarla
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
no cuelgo
سومشخص مفرد
no cuelga
وجه وصفی حال
no colgando
گذشته ساده
no colgó
اسم مفعول
no colgado
مثالها
Si no cuelgas, escucharás música clásica mientras esperas.
اگر خط را قطع نکنید، در حین انتظار به موسیقی کلاسیک گوش خواهید داد.



























