جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El pirlán
01
لبه گرد, لبه بیرون زده
el borde redondeado o saliente de un escalón
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
pirlanes
مثالها
El carpintero reparó el pirlán de madera que estaba astillado.
نجار پیرلان چوبی که ترک خورده بود را تعمیر کرد.



























