جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El prosciutto
01
پروشوتو
un jamón italiano curado en sal, seco y sin ahumar, que se sirve en lonchas muy finas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Envolví higos frescos con lonchas de prosciutto para un aperitivo.
من انجیرهای تازه را با برشهای پروشوتو برای یک پیشغذا پیچیدم.



























