جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La órbita
01
مدار
trayectoria que sigue un cuerpo alrededor de otro debido a la gravedad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
órbitas
مثالها
Los satélites permanecen en órbita.
ماهوارهها در مدار باقی میمانند.



























