جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La emperatriz
01
ملکه, ملکه
mujer que gobierna un imperio o es esposa del emperador
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
emperatrices
مثالها
Durante siglos, la emperatriz fue un símbolo de poder y autoridad.
برای قرنها، ملکه نماد قدرت و اقتدار بود.



























