جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La moratoria
01
اجازه دیرکرد (بازپرداخت), مهلت قانونی
aplazamiento legal o acordado para el cumplimiento de una obligación, especialmente un pago
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
moratorias
مثالها
Se aprobó una moratoria de impuestos.
یک تعلیق مالیاتی تصویب شد.



























