جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Miopía
01
نزدیکبینی
defecto de la visión que dificulta ver con claridad los objetos lejanos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Tiene miopía desde la infancia.
او از کودکی نزدیکبینی دارد.



























