جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La investidura
01
اعطای مقام
acto formal de otorgar un cargo o dignidad a una persona
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
investiduras
مثالها
Asistieron a la investidura del nuevo rector.
آنها در مراسم تحلیف رئیس جدید دانشگاه شرکت کردند.



























