جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La investidura
01
اعطای مقام
acto formal de otorgar un cargo o dignidad a una persona
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
investiduras
مثالها
La investidura del presidente fue televisada.
تحلیف رئیسجمهور از تلویزیون پخش شد.



























