جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
intrigar
01
مجذوب کردن, مسحور کردن
despertar interés o curiosidad intensa en alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
intrigo
سومشخص مفرد
intriga
وجه وصفی حال
intrigando
گذشته ساده
intrigó
اسم مفعول
intrigado
مثالها
Su historia me intriga mucho.
داستانش مرا بسیار کنجکاو میکند.



























