جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El homicida
01
قاتل
la persona que mata a otra
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
homicidas
مثالها
El homicida confesó el crimen bajo presión.
قاتل تحت فشار به جرم اعتراف کرد.
homicida
01
مربوط به قتل
relacionado con el acto de matar a una persona
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
homicida
جمع مذکر
homicidas
مفرد مؤنث
homicida
جمع مؤنث
homicidas
مثالها
El fiscal presentó pruebas de su intención homicida.
دادستان شواهدی از قصد قتل او ارائه کرد.



























