جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
filmar
01
فیلمبرداری کردن
grabar imágenes con cámara para hacer una película, video o programa
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
filmo
سومشخص مفرد
filma
وجه وصفی حال
filmando
گذشته ساده
filmó
اسم مفعول
filmado
مثالها
El director filmó varias escenas en la ciudad antigua.
کارگردان چند صحنه را در شهر قدیمی فیلمبرداری کرد.



























