جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
filmar
01
فیلمبرداری کردن
grabar imágenes con cámara para hacer una película, video o programa
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
filmo
سومشخص مفرد
filma
وجه وصفی حال
filmando
گذشته ساده
filmó
اسم مفعول
filmado
مثالها
Van a filmar una película en España este verano.
قرار است این تابستان در اسپانیا فیلمی فیلمبرداری کنند.



























