جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fascista
01
فاشیستی, فاشیست
que pertenece o apoya el fascismo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
fascista
جمع مذکر
fascistas
مفرد مؤنث
fascista
جمع مؤنث
fascistas
مثالها
El movimiento fascista creció en Europa.
جنبش فاشیستی در اروپا رشد کرد.
El fascista
[gender: masculine]
01
فاشیست
persona que apoya o pertenece al fascismo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fascistas
مثالها
El fascista fue arrestado por sus acciones.
فاشیست به دلیل اقداماتش دستگیر شد.



























