جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El escocés
01
اسکاچ, ویسکی اسکاتلندی
un whisky elaborado en Escocia
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
escoceses
مثالها
Pidió un escocés con hielo en el bar.
او یک اسکاچ با یخ در بار سفارش داد.
escocés
01
چهارخانه, طرح اسکاتلندی
una tela con un patrón de cuadros de colores cruzados, tradicional de Escocia
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
escocés
جمع مذکر
escoceses
مفرد مؤنث
escocesa
جمع مؤنث
escocesas
مثالها
Llevaba una falda escocesa roja y verde.
او یک دامن اسکاتلندی قرمز و سبز پوشیده بود.



























