جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
endurecer
01
سفت کردن, سخت کردن
hacer que algo se vuelva más duro o firme
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
endurezco
سومشخص مفرد
endurece
وجه وصفی حال
endureciendo
گذشته ساده
endureció
اسم مفعول
endurecido
مثالها
El metal se endurece al enfriarse.
فلز با سرد شدن سخت میشود.
02
قوی کردن
hacer que algo sea más fuerte o resistente
مثالها
La dieta ayuda a endurecer los huesos.
رژیم غذایی به سفت کردن استخوانها کمک میکند.



























