جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
endurecer
01
سفت کردن, سخت کردن
hacer que algo se vuelva más duro o firme
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
endurezco
سومشخص مفرد
endurece
وجه وصفی حال
endureciendo
گذشته ساده
endureció
اسم مفعول
endurecido
مثالها
El clima frío endurece la tierra.
هوای سرد زمین را سخت میکند.
02
قوی کردن
hacer que algo sea más fuerte o resistente
مثالها
El ejercicio regular endurece los músculos.
ورزش منظم ماهیچهها را تقویت میکند.



























