جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La detención
01
توقیف, بازداشت
acto de detener o arrestar a una persona
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
detenciones
مثالها
La detención ocurrió en el centro de la ciudad.
بازداشت در مرکز شهر رخ داد.



























