جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El desbarajuste
01
شلختگی, درهموبرهمی
situación de desorden, confusión o falta de organización
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
desbarajustes
مثالها
Hubo un desbarajuste en la oficina.
در دفتر آشفتگی وجود داشت.



























