جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El clamor
01
اعتراض, -
-
اطلاعات دستوری
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
La decisión provocó un clamor entre los habitantes de la ciudad.
02
سروصدا, غوغا
-
مثالها
El clamor del público llenó todo el estadio.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
clamor
clam



























