جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La burocracia
[gender: feminine]
01
تشریفات اداری, کاغذبازی
los trámites y procedimientos administrativos, a menudo complejos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La burocracia retrasa el proyecto.
بروکراسی پروژه را به تأخیر میاندازد.
02
دیوانسالاری, بوروکراسی
el cuerpo de funcionarios y administradores que gestiona el aparato estatal
مثالها
La burocracia se opone a las reformas.
بروکراسی با اصلاحات مخالفت میکند.



























