جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El bautismo
01
غسل تعمید
rito religioso de iniciación en la fe cristiana mediante agua
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bautismos
مثالها
El bebé recibió el bautismo en la iglesia.
نوزاد در کلیسا تعمید دریافت کرد.
02
مراسم غسل تعمید
celebración después del rito de iniciación cristiana
مثالها
Organizaron un bautismo para celebrar el nacimiento del bebé.
آنها یک غسل تعمید برای جشن تولد نوزاد ترتیب دادند.



























