جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La flora
01
گیاگان, فلورا، گیاهنامه
conjunto de plantas que habitan un lugar determinado
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Los botánicos estudian la flora de diferentes regiones.
گیاهشناسان فلور مناطق مختلف را مطالعه میکنند.



























