جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La influencia
01
تأثیر, نفوذ، اثر
capacidad de afectar o modificar algo o a alguien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
influencias
مثالها
La moda extranjera tiene mucha influencia en los jóvenes.
مد خارجی تأثیر زیادی بر جوانان دارد.



























