جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La vigilancia
[gender: feminine]
01
مراقبت, نظارت
acción de observar o cuidar algo o a alguien para protegerlo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Se necesita vigilancia constante para evitar robos en la tienda.
برای جلوگیری از سرقت در فروشگاه، نظارت مداوم لازم است.



























