جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reclamar
[past form: reclamé][present form: reclamo]
01
طلب کردن, تقاضا کردن، مطالبه کردن
pedir algo que se considera justo o debido
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
reclamo
سومشخص مفرد
reclama
وجه وصفی حال
reclamando
گذشته ساده
reclamé
اسم مفعول
reclamado
مثالها
Ella reclamó su derecho a recibir una compensación.
او حق خود را برای دریافت غرامت درخواست کرد.



























