جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El turista
01
گردشگر, توریست
persona que viaja a un lugar para conocerlo, descansar o divertirse
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
turistas
مثالها
El turista visitó muchos museos durante su viaje.
گردشگر در طول سفر خود از موزههای زیادی بازدید کرد.



























