جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
como
01
طبق, مثل
indica la manera en que se realiza una acción
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Hazlo como te enseñé.
این کار را همانطور که به تو یاد دادم انجام بده.
como
01
بهعنوان
indica la función o uso que algo cumple
اطلاعات دستوری
مثالها
Lo uso como lámpara.
من آن را به عنوان چراغ استفاده میکنم.
02
بهعنوان
indica la función, cargo o posición de alguien
مثالها
Trabaja como gerente en la empresa.
او به عنوان مدیر در شرکت کار میکند.
03
مثلاً
introduce ejemplos concretos de lo mencionado
مثالها
Me gustan los deportes como el fútbol y el tenis.
من ورزشهایی مانند فوتبال و تنیس را دوست دارم.



























