جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El juguete
01
اسباببازی
un objeto para que los niños jueguen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
juguetes
مثالها
El niño recibió un juguete nuevo por su cumpleaños.
پسر یک اسباببازی جدید برای تولدش دریافت کرد.



























