جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El relato
01
داستان, قصه، حکایت
narración breve o extensa de hechos reales o imaginarios
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
relatos
مثالها
Ella contó un relato sobre su viaje a México.
او یک relato درباره سفرش به مکزیک تعریف کرد.



























