جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La dieta
01
رژیم غذایی
conjunto de alimentos que una persona come regularmente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
dietas
مثالها
Estoy siguiendo una dieta saludable.
من یک رژیم سالم را دنبال میکنم.
02
رژیم (برای کاهش وزن)
plan de comidas para perder peso
مثالها
Muchas personas hacen dieta después de las fiestas.
بسیاری از افراد پس از تعطیلات رژیم غذایی میگیرند.



























