جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La dieta
01
رژیم غذایی
conjunto de alimentos que una persona come regularmente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
dietas
مثالها
La dieta mediterránea es muy popular.
رژیم غذایی مدیترانهای بسیار محبوب است.
02
رژیم (برای کاهش وزن)
plan de comidas para perder peso
مثالها
Ella empezó una dieta para reducir su colesterol.
او یک رژیم غذایی را برای کاهش کلسترول خود شروع کرد.



























