جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El fiscal
01
دادستان
persona que representa al estado en un proceso penal para acusar a alguien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fiscales
مثالها
El fiscal pidió una condena de cinco años.
دادستان درخواست حکم پنج ساله کرد.



























