جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El antibiótico
01
آنتیبیوتیک
medicamento que combate infecciones causadas por bacterias
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
antibióticos
مثالها
El médico me recetó un antibiótico.
دکتر برای من یک آنتیبیوتیک تجویز کرد.



























