جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El boletín
01
خبرنامه, بولتن خبری
una publicación periódica o informe que resume noticias o información específica
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
boletines
مثالها
Me suscribí al boletín semanal de la empresa para recibir ofertas.
من به بولتن هفتگی شرکت مشترک شدم تا پیشنهادها را دریافت کنم.



























