جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cuñada
01
خواهرشوهر, خواهرزن، جاری، زنبرادر
hermana del esposo o de la esposa
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
cuñadas
مثالها
Mi cuñada viene a cenar esta noche.
خواهر شوهرم امشب برای شام میآید.



























