جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El sobrino
[gender: masculine]
01
برادرزاده (مذکر), خواهرزاده (مذکر)
el hijo del hermano o de la hermana de una persona
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
sobrinos
مثالها
El sobrino de Marta vino a visitarla.
برادرزاده مارتا آمد تا از او دیدن کند.



























