جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ventilador
01
پنکه
aparato que mueve el aire para refrescar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ventiladores
مثالها
Compré un ventilador nuevo para el dormitorio.
من یک پنکه جدید برای اتاق خواب خریدم.



























