جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
international
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
He is an international student studying in a university abroad.
او یک دانشجوی بینالمللی است که در یک دانشگاه در خارج از کشور تحصیل میکند.
02
بینالمللی
used or agreed upon by several countries
03
بین المللی, خارجی
coming from a different country
مثالها
The school hosts events for its international community.
مدرسه رویدادهایی برای جامعه بینالمللی خود برگزار میکند.
International
01
انترناسیونال, سازمان بینالمللی سوسیالیستی
any of several international socialist organizations
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
internationals
درخت واژگانی
internationality
internationalize
internationally
international
internation



























