جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Intercessor
01
میانجی, پادرمیان
a person who intervenes on behalf of someone else, especially to mediate or plead for them
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
intercessors
مثالها
The intercessor helped the feuding families find common ground.
میانجی به خانوادههای درگیر کمک کرد تا زمینه مشترکی پیدا کنند.
درخت واژگانی
intercessor
interce



























