جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
in vain
01
بیهوده, بینتیجه
without success or achieving the desired result
اطلاعات دستوری
مثالها
Despite hours of searching, the lost keys were found in vain, and she had to get a spare set.
علیرغم ساعتها جستجو، کلیدهای گم شده بیفایده پیدا شدند و او مجبور شد یک سری یدکی بگیرد.



























