جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hobbledehoy
01
یک نوجوان دست و پا چلفتی, یک جوان ناشی
an awkward, clumsy, or gawky youth, especially a teenage boy
نکوهشی
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
hobbledehoys
مفرد مذکر
hobbledehoy
neutral form
awkward youth
مثالها
The hobbledehoy tripped over his own feet trying to dance.
نوجوان ناشی هنگام تلاش برای رقصیدن روی پای خودش زمین خورد.
LanGeek



























