جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hindu
01
هندو
a person who believes in Hinduism
مثالها
As a Hindu, she participated in festivals like Diwali and Holi.
به عنوان یک هندو، او در جشنوارههایی مانند دیوالی و هولی شرکت کرد.
02
هندو, هندی
a native or resident of India
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
Hindus
خاص
مثالها
He is a Hindu from Mumbai.
او یک هندو از بمبئی است.
hindu
01
هندو, مربوط به آیین هندو
of or relating to, or supportive of, the religion of Hinduism
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
Hindu festivals are celebrated with music and dance.
جشنهای هندو با موسیقی و رقص جشن گرفته میشوند.



























