جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Health
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Eating fruits and vegetables is good for your health.
خوردن میوه ها و سبزیجات برای سلامتی شما خوب است.
1.1
وضع عمومی (جسمی یا روحی)
the general condition of a person's mind or body
مثالها
She scheduled a check-up to ensure her health was in good condition after feeling unwell for a few days.
او پس از چند روز احساس ناخوشی، یک چکاپ برنامهریزی کرد تا مطمئن شود سلامت او در شرایط خوبی است.
02
وضعیت سلامت (در بازی)
(gaming) a measure of a character's well-being, typically represented by a bar or numbers
درخت واژگانی
healthful
healthy
health



























