جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Heads-up
01
هشدار
a warning or notification provided in advance to inform someone about a situation, often to prepare them for what is coming
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
heads-ups
مثالها
Thanks for the heads-up about the traffic; I left early.
میخواستم به شما هشدار دهم که ممکن است در راه به فرودگاه ترافیک باشد.
heads-up
01
هوشیار, مراقب
fully alert and watchful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most heads-up
شکل تفضیلی
more heads-up
درجهپذیر



























