جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
half-price
01
نیمبها, نصف قیمت
reduced to half the previous price of something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
All winter coats are half-price today.
تمام کتهای زمستانی امروز با نصف قیمت هستند.
half-price
01
با نصف قیمت, نصف قیمت
at a cost equal to 50% of the usual or full price
اطلاعات دستوری
مثالها
Tickets were sold half-price for children under twelve.
بلیطها برای کودکان زیر دوازده سال نصف قیمت فروخته شد.
Half-price
01
نصف قیمت, قیمت نصف
a sale price that is half of the usual price for an item
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
half-prices
مثالها
The store is offering selected items at half-price today.
فروشگاه امروز اقلام منتخب را با نصف قیمت ارائه میدهد.



























