جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gouda
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
Goudas
مثالها
He brought back a souvenir of Gouda from his trip to the Netherlands, a round cheese wrapped in wax.
او از سفرش به هلند یک یادگاری از گودا آورد، یک پنیر گرد پیچیده شده در موم.



























