جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goon
01
احمق, دست و پا چلفتی
a clumsy, foolish, or unintelligent person
توهینآمیز
عامیانه
مثالها
Don't be such a goon—pay attention to what you're doing.
اینقدر احمق نباش—به کاری که میکنی توجه کن.
02
مزدور, اجیر
a criminal hired to harm or threaten people
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
goons
مثالها
The goon stood menacingly outside the nightclub, eyeing everyone who passed by with suspicion.
اوباش به طور تهدیدآمیزی خارج از کلاب شبانه ایستاده بود و با شک به هر کسی که از کنارش میگذشت نگاه میکرد.



























