جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به جایی وارد شدن
بچهها مشتاق بودند که به جنگل بروند تا گنجهای پنهان را کشف کنند.
مورد نیاز بودن
برنامهریزی زیادی لازم است برای سازماندهی یک رویداد موفق.
به عمق پرداختن, به تفصیل بررسی کردن
در ارائه، او به جزئیات پروژه جدید خواهد پرداخت.
به چیزی پرداختن, شروع کردن، در بحر چیزی فرو رفتن
آنها وارد بحث عمیقی در مورد عوامل اقتصادی تأثیرگذار بر بازار خواهند شد.
وارد شدن به, رفتن به
او مجبور شد به منوی ترجیحات نرمافزار برود تا چیدمان را سفارشی کند.
تقسیم کردن, مقسومعلیه بودن
6 میتواند به 18 سه بار برود، زیرا بدون باقیمانده تقسیم میشود.
برخورد کردن, با شدت برخورد کردن
ماشین کنترل خود را از دست داد و به یک درخت در کنار جاده برخورد کرد.
وارد شدن به, شروع کردن
قایق به یک پیچ وارد شد تا از مانع دوری کند.
وارد شدن به, عضویت در
او آرزو داشت با پیوستن به بیمارستان محلی به ورود به حوزه پزشکی برسد.



























