جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to gnaw at
01
جویدن, آزار دادن
to cause someone persistent worry or discomfort
مثالها
Guilt started to gnaw at her after the argument.
احساس گناه بعد از مشاجره شروع به جویدن او کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جویدن, آزار دادن